سخنان مقام معظم رهبری + شکایت هاشمی ها

بسمه تعالی
اللهم‌ عجل‌ لوليك‌ الفرج‌ والعافيه والنصر واجعلنا من‌ خير اعوانه‌ و انصاره‌ والمستشهدين‌ بين يديه

1. دانشجویان دانشگاه های مختلف ، نخبگان علمی – فرهنگی دانشگاه ها و اعضا و نمایندگان تشکل های مختلف دانشجویی ، عصر روز چهارشنبه چهارم شهریور ماه 1388 در فضایی صمیمانه و پرنشاط با حضرت آیت الله العظمی خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی دیدار کردند. پس از سخنان نمایندگان دانشجویان و تشکلهای دانشجویی ، معظم له سخنانی را بین فرمودند که به پاره ای از آن اشاره می شود:
1.1. رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به سخنان چند نفر از دانشجویان درباره لزوم برخورد و محاکمه مجرمان پشت پرده حوادث اخیر خاطرنشان کردند: در مسائلی با این درجه از اهمیت، نباید با حدس و گمان و براساس شایعه حرکت کرد. ایشان ، نظام اسلامی را محصول مجاهدت های عظیم ملت ایران در سی سال اخیر خواندند و افزودند: همه مطمئن باشند که در مقابل جرم و جنایت هیچگونه اغماضی نخواهد شد ، اما در مسائلی به این اهمیت، دستگاه قضا باید براساس دلایل محکم قضاوت کند و حتی اگر برای بسیاری از شایعات، شواهد و قرینه هایی وجود داشته باشد این شواهد نمی تواند مبنای قضاوت قرار گیرد.
1.2. مقام معظم رهبری با تأکید بر رسیدگی به آسیب دیدگان در مسئله کهریزک و همینطور بررسی موضوع معدود کسانی که در این مسئله جان باخته اند افزودند: البته اینگونه مسائل نباید با مسئله اصلی بعد از انتخابات خلط مبحث شود. رهبر انقلاب اسلامی در همین زمینه افزودند: عده ای ، ظلم بزرگی را که پس از انتخابات به مردم و نظام اسلامی شد و هتک آبروی نظام در مقابل ملتها را نادیده می گیرند و مسئله کهریزک یا کوی دانشگاه را قضیه اصلی قلمداد می کنند اما این نگاه، خود یک ظلم آشکار است. ایشان در تشریح مسئله اصلی پس از انتخابات افزودند: نظام اسلامی با پیشرفت های متعدد سالهای اخیر، در مرحله ای عالی از امتیاز و آبروی منطقه ای و جهانی قرار داشت و مشارکت 85 درصدی و پرشکوه ملت بر این موقعیت می افزود اما ناگهان حرکتی برای نابود کردن این حادثه افتخارآمیز صورت گرفت که به اعتقاد من از قبل طراحی شده بود. حضرت آیت الله خامنه ای تأکید کردند: من، پیش قراولان حوادث اخیر را به دست نشاندگی بیگانگان از جمله امریکا و انگلیس متهم نمی کنم ؛ چرا که این موضوع برای من ثابت نشده است ، اما تردیدی وجود ندارد که این جریان، چه مسئولان و پیش قراولان آن بدانند و چه ندانند جریانی حساب شده بود. البته طراحان این جریان یقین نداشتند که طرح آنها اجرایی می شود اما تحرکات بعضی افراد پس از انتخابات، آنها را امیدوار کرد به گونه ای که طراحان اصلی با گسیل همه وسائل و امکانات رسانه ای و الکترونیکی خود به میدان، حضور خود و عواملشان را در صحنه تشدید کردند.
1.3. رهبر معظم انقلاب اسلامی در بخش دیگری از سخنانشان درباره حمایت های رهبری از دولت و رئیس جمهور خاطرنشان کردند: دولت کنونی و رئیس جمهور محترم، مثل همه انسان ها، دارای نقاط ضعف و قوت هستند و بنده فقط از نقاط قوت حمایت می کنم و هرکس دیگری نیز این گرایش، تحرک و جدیت را از خود نشان دهد مورد حمایت من خواهد بود. حضرت آیت الله خامنه ای در همین زمینه خاطرنشان کردند: تأکید بر نقاط ضعف، به سیاه نمایی و ناامیدی می انجامد ضمن اینکه موضع گیری علنی در مقابل نقاط ضعف، بسیاری از مواقع به حل مشکل کمکی نمی کند بنابراین و براساس منطق، فقط هنگامی که چاره دیگری نباشد باید در مقابل نقاط ضعف، موضع علنی گرفت.

2. شکایات خاندان آیت الله هاشمی از دکتر محمود احمدی نژاد:



2.1. درباره اختلافات دکتر احمدي‌نژاد و آیت الله هاشمي رفسنجاني برداشت ها و سخن های فراوانی گفته شده است ؛ اما در فرمايشات رهبر معظم انقلاب اسلامی در خطبه نمازجمعه 29 خرداد ماه با سخنان شفاف جنبه رسمی به خود گرفت : ميان آقاي هاشمي و رئيس‌جمهور از سال 84 اختلاف‌ نظرهاي متعددي درباره مسائل خارجي ، نحوه اجراي عدالت اجتماعي و برخي مسائل فرهنگي وجود دارد كه البته نظر رئيس‌جمهور به نظر بنده نزديك‌تر است.

2.2. دکتر محمود احمدی نژاد در مناظره معروف خود با مهندس میرحسین موسوی كنايه‌هايي به دو فرزند آیت الله اكبر هاشمي رفسنجانی داشتند و درباره مهدي هاشمي گفتند : جناب آقاي موسوي استات اويل بي‌قانوني است كه طرف مي‌آيد اينجا محاكمه مي‌شود و محكوم مي‌شود، از زندان فراري داده مي‌شود مي‌رود خارج و تهش پسر آقاي هاشمي است و درباره فائزه هاشمي هم می گویند : آقاي موسوي شما سخنراني دختر آقاي هاشمي در جلسه‌اي كه همسر شما و جناب آقاي خاتمي هم حضور داشتند را ببينيد. ايشان قشنگ تشريح مي‌كند و مي‌گويد: دوره اصلاحات ادامه راه سازندگي است و ما آقاي موسوي را مي‌خواهيم براي اين‌كه استمرار همان راه است. يعني اشرافيتي كه جناب آقاي هاشمي در اين‌ كشور پايه‌گذاري كرد، قرار است ادامه پيدا كند.

2.3. روند سريع اتفاقات یک هفته مانده به انتخابات و هفته‌هاي بعد آن، خاندان هاشمي را بيش از پيش در عرصه رسانه‌ها نشاند. حضور و ساماندهي معترضان در كف خيابان‌هاي تهران از سوي فائزه و مهدي هاشمي و دستگيري يك روزه فائز‌ه هاشمي در 30 خرداد 88 و آزادي او پس از اطلاع رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام روزهای دیگریست که نام فرزندان آیت الله هاشمی بر زبان ها افتاد.

2.4. خطبه‌هاي 27 تير آیت الله هاشمي رفسنجاني ، عدم حضور وی در مراسم تنفيذ و تحليف در مراحل بعدی باعث تحلیل های خاص از سوی توده های مردم شد.

2.5. در دادگاه چهارم مجرمان اغتشاشات اخیر حمزه كرمي و مسعود باستاني درباره مفاسد سياسي ، امنيتي و اقتصادي فرزندان اكبر هاشمي رفسنجاني سخنانی را بیان داشتند که در پی آن مهدي هاشمي از ارسال شكايت خاندان هاشمي رفسنجاني از دكتر احمدي‌نژاد خبر داد. وی در نامه‌اي به عزت‌الله ضرغامي پس از تكذيب همه اتهاماتي كه در دادگاه روز سه‌شنبه به او نسبت داده شده بود، خواستار پخش اين تكذيبيه در صدا و سيما شد فرزند آیت الله اكبر هاشمي رفسنجاني در اين نامه ، دادگاه روز سه‌شنبه را اقدامي فرمايشي دانست.

---------------------------------------------------------------

3. درگذشت حجت الاسلام و المسلمین سید عبدالعزيز حکيم :


3.1. مرجع بزرگوار تقلید آیت الله العظمی سید محسن حکیم بود 10 پسر و چهار دختر داشتند که تنها دو نفر از آنان شامل یک دختر و یک پسر (عبدالعزیز) از وی باقی مانده بودند و هفت پسرایشان توسط رژیم بعثی عراق به شهادت رسیده بودند که همه آنان روحانی و چند تن از آنان نیز به درجه اجتهاد و مرجعیت نائل شده بودند .
3.2. سید عبدالعزیزحکیم فرزند کوچک آیت الله سید محسن حکیم در سال 1949 میلادی در نجف اشرف در خانواده مرجعیت متولد شد و در تاریخ دوازدهم شهریورماه 1382 پس از شهادت برادرش آیت الله سید محمدباقر حکیم رییس مجلس اعلای اسلامی عراق درنجف اشرف ، به ریاست مجلس اعلای اسلامی عراق انتخاب شد .وی پیش از آن عضو هيات رييسه مجلس در اولين دوره آن بود و در دوره دوم مسوول دفتر اجرايي در مجلس اعلا شد و از 1986 ميلادي به بعد عضو دفتر شوراي مرکزي مجلس بوده است.
3.3. وی پس از سقوط صدام مدتی ریاست دوره ای شورای انتقالی عراق را بر عهده داشت و در هماهنگی با سایر گروه های اسلامی عراق در اولین دور از مجلس ملی عراق پس از سقوط صدام ائتلاف یکپارچه عراق رابا همکاری گروه های عمده اسلامی تشکیل داد و خدمات ارزشمندی برای برقراری آرامش در عراق انجام داده است .
3.4. حجت الاسلام سید عبدالعزیز حکیم در ساعت ساعت 14:35 روز چهارشنبه چهارم شهریور ماه 1388 پس از پیشرفت بیماری سرطان ریه ، درگیری شدید کبد ، نارسایی کبد و مغز و استخوان (علت بروز آن نامشخص و به نقل از برخی منابع مشکوک بود) دارفانی را وداع گفت.
3.5. ارتحال عبدالعزيز حکيم ضربه سنگيني براي جامعه سياسي عراق و ملت اين کشور به شمار مي رود.

4. یک عکس بدون شرح :


نمازجمعه 06/06/1388

بسمه تعالی
اللهم‌ عجل‌ لوليك‌ الفرج‌ والعافيه والنصر واجعلنا من‌ خير اعوانه‌ و انصاره‌ والمستشهدين‌ بين يديه
اولین نمازجمعه ماه مبارک رمضان به امامت استاد اخلاق
حضرت حجت الاسلام و المسلمین کاظم صدیقی برگزار می شود


سخنان پیش از خطبه نماز جمعه این هفته
ریاست جمهور محبوب جناب آقای دکتر محمود احمدی نژاد است


لطفاً به سایر دوستان اطلاع رسانی شود

------------------------------------------------------------------

برابر اطلاع سی ان ان در حال برگزاری نظرسنجی درباره رئیس جمهور است

در صورت صلاحدید در این نظرسنجی شرکت کنید

http://internationaldesk.blogs.cnn.com/2009/06/15/monday-poll-3/

مجمع تشخیص مصلحت نظام

بسمه تعالی
اللهم‌ عجل‌ لوليك‌ الفرج‌ والعافيه والنصر واجعلنا من‌ خير اعوانه‌ و انصاره‌ والمستشهدين‌ بين يديه

همواره در برگزاری جلسات به خصوص در جلسه هایی که افراد مهم به آن دعوت می شوند ، برگزارکنندگان بر نحوه ی برگزاری جلسه و چینش صندلی مدعوین و ... نهایت دقت را بعمل می آورند و قبل از برگزاری درباره آن باره ها و بارها اندیشه می نمایند به نحوی که حتی درباره ی محل استقرار هر کدام از میهمانان از قبل اندیشه می شود و هنگام ورودشان ، آنان را به محل پیش بینی شده راهنمایی می نمایند و ... ؛ از طرفی پیش بینی و در نظر گرفتن صندلی و سایر موارد مرتبط با حضور هر کدام از مقامات و افراد دعوت شده به نوعی نشان از احترام به آن مقام مدعو بوده و از دید تحلیل کنندگان مسائل روز با بی تفاوتی روبرو نخواهند شد.
مجمع تشخيص‏ مصلحت‏ نظام‏ که براي‏ تشخيص‏ مصلحت‏ در مواردي‏ كه‏ مصوبه‏ مجلس‏ شوراي‏ اسلامي‏ را شوراي‏ نگهبان‏ خلاف‏ موازين‏ شرع‏ و يا قانون‏ اساسي‏ بداند و مجلس‏ با در نظر گرفتن‏ مصلحت‏ نظام‏ ، نظر شوراي‏ نگهبان‏ را تامين‏ نكند و یا برای مشاوره‏ در اموري‏ كه‏ رهبري‏ به‏ آنان‏ ارجاع‏ مي‏ دهد به‏ دستور رهبري‏ تشكيل‏ مي‏ شود و اعضای ثابت‏ و متغير مجمع را مقام‏ معظم رهبري‏ از قبل تعيين‏ مي‏ نمايد که حسب اطلاع برابر تدبیر مقام معظم رهبری ترکیب اعضای ثابت و متغییر مجمع طی دوره های پنج ساله منصوب می شوند و اغلب جلسات اصلی مجمع در روزهای شنبه برگزار می شود.

برابر قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران پس‏ از مقام‏ معظم رهبري‏ ، رييس‏ جمهور عالي ترين‏ مقام‏ رسمي‏ كشور و مسئوليت‏ اجراي‏ قانون‏ اساسي‏ و رياست‏ قوه‏ مجريه‏ را بر عهده‏ دارد

بعد اتمام دولت ششم (دولت سازندگی) و برابر تدبیر رهبر معظم انقلاب اسلامی مسئولیت مجمع تشخیص مصلحت نظام به آیت الله هاشمی رفسنجانی (که دوران ریاست جمهوری وی به پایان رسیده بود) سپرده شد و تاکنون نیز در احکام صادره از سوی معظم له این مسئولیت با وی می باشد. البته به نظر می رسد تشکیل جلسات در غیاب رئیس مجمع با عالی ترین مقام رسمی کشور بعد از مقام عظمی ولایت ، یعنی با رئیس جمهور باشد.

برابر سنوات گذشته شاهد آن بودیم که همواره صندلی سمت راست رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام برای رئیس جمهور در نظر گرفته می شد و ایشان با توجه به حجم برنامه های جاری خود در برخی جلسات حاضر و در بعضی جلسات نیز حضور نداشته و صندلی مذکور نشان از حضور یا عدم حضور وی در جلسه داشت.




در جلسه اخیر مجمع تشخیص مصلحت نظام که مورد توجه جدی صدا و سیما نیز قرار گرفت تا جایی که بر روی برخی اعضای شرکت کننده در جلسه مانند آقای روحانی و آقای ناطق نوری و ... توجه خاصی داشتند ، شاهد آن بودیم که نه از رئیس جمهور خبری بود و نه از جایگاه و صندلی ایشان در این جلسه.


جالب اینجاست که این اولین جلسه ای بوده که بعد از مراسم تنفیذ و تحلیف ریاست جمهوری که برخی همچون آیت الله هاشمی رفسنجانی و حجت الاسلام ناطق نوری و ... از غایبان آن جلسات بودند، تشکیل شده بود.


به نظر می آید دشمنان قسم خورده ایران از این موضوع ، تحلیل های خاص خود را خواهند داشت و انتظار بود که متصدیان برگزار کننده جلسات مجمع ، پیش بینی های لازم را برای استقرار اعضای ثابت و متغییر مجمع معمول می نمودند تا شائبه ای در این باره ایجاد نشود و امیدواریم در جلسات آتی مجمع شاهد برطرف شدن آن باشیم.

وصیتنامه شهید سید اسدالله لاجوردی

بسمه تعالی

اللهم‌ عجل‌ لوليك‌ الفرج‌ والعافيه والنصر واجعلنا من‌ خير اعوانه‌ و انصاره‌ والمستشهدين‌ بين يديه

اول شهریور سال ۱۳۷۷ شهید عزیز سید اسدالله لاجوردی درمحل کسب خود در بازار تهران و در حالی که سمت رسمی در نظام نداشت، توسط دو نفر ترور و به درجه رفیع شهادت نائل گردید.
وصیتنامه این عزیز حاوی مطالب درس آموزی هست که خواندن آن همواره نسبت به اهداف عالیه نظام دلگرم کننده و هدایت کننده خواهد بود

بسم الله الرحمن الرحیم

"اشهدُ ان لا اله الا الله و اشهدُ انّ محمدً رسول الله و انّ علیاً ولی الله وصی رسول الله و الائمة حادی عشر من بعد علی ٍ علیه السلام ائمة المسلمین "
بار الها ! با تمام وجود می گویم : " کَم مِن ثناء ٍ جمیل ٍ لَستُ اهلاً لَهُ نَشَرتَه".
خداوندا ! عمری را - که بهترین نعمت بوده - از دست داده ام ، در حالی که می توانست در راه تو و خدمت به انسان های مظلوم و مستضعف به کار گرفته شود ؛ عمری که می توانست تا حدودی در جهت از بین بردن ارزش های منفی و ایجاد و احیای ارزش های الهی - انسانی مثمر ثمر افتد ؛ عمری که می توانست در راه تحقق هدف های مقدس اسلام و اعتلای کلمة التوحید و تکامل صاحبش سپری گردد ؛ عمری که می توانست از کمیّتش بکاهد و بر کیفیّتش بیفزاید و همگام با شهدای خداجوی ، جویای راه وصول به تو باشد ؛ عمری که با کمیّت نسبتاً زیاد ، کوچکترین توشه ای بر نگرفته . لذا همین جاست که تمامی امیدش را و تمامی رجایش را ، به عفو تو و به اغماض تو و بزرگواری تو و رحمت و فضل تو بسته است . خدایا ! باز هم امید و باز هم امید به فضلت ! "اللّهم اغفر لی الذنوب التی تَهتِکُ العِصَم".
خدایا ! خوب می دانی آنچه را هم اکنون به قلم می آورم مدت های مدیدی است در درونم می گذرد و بر سر چند راهه های حیرت ِ ندانم چیست ؟ چه باید کرد ؟ امور به کجا می انجامد ؟ چگونه است که با نام اسلام و در ذیّ اسلامیت شعارهای مردم فریب ِ خالی محتوا ، رواج پیدا می کند و آن ها که مسئولیت جلوگیری از انحراف افکار را دارند ساکت می نشینند ! و سهل است ، بعضا تایید هم می کنند و هزاران سؤال ، که هر کدام راهی را ایجاب و خطّی را ترسیم می کند ، قرار گرفته ام . اما خوشبختانه چون مقلد امام عزیز هستم ، راه سعادت برایم روشن است و از خدا می خواهم اگر عمری بود ، توفیق عمل بدان را پیدا کنم .
خدایا ! با تمام وجودم به این انقلاب عشق می ورزم و به همان مقدار که دوستدار انقلابیونم ، نسبت به حامیان ضد انقلاب نفرت دارم و با همه این ها ، این مسئله را به خوبی دریافته ام که هر کس به نفع دشمنان انقلاب و به خیال واهی و بی اساس ، رضایت ِ به اصطلاح مردم و به خیال خام و پوچ ، پایگاه به اصطلاح ملّی پیدا کردن ، موضع گیری کند ، مصداق فرموده گران قدر معصوم "ع" است که : " مَن طَلَبَ رضی الناس بِسَخَطِ الله ، فَجَعَلُ الله حامده من الناس ذامّاً".
خدایا ! تو شاهدی به همان اندازه - بلکه صد چندان - که به امام ِ قاطع و سازش ناپذیرم عشق می ورزم ، نسبت به سازش کاران و مدافعان عملی ضد انقلاب ( اگر در لفظ و اعتقاد هم مخالف باشند) نفرت دارم . بیم آن دارم حوادث مشروطه مجدّداً تکرار شود و یا ایران اسلامی به سرنوشت الجزایر دچار شود . خداوندا ! از تو مصرانه می خواهم دست و قدم ، زبان و قلم ِ همه کسانی را که در جهت رهانیدن ضد انقلابیون و مرتدین و محاربین از چنگال عدالت ، اعمال قدرت و نفوذ کرده اند و همه کسانی که پذیرای این ننگ شده اند ( تا چند روزی به کام ِ وهم و خیال رسند) ، برای همیشه از سونوشت این مردم شهید پرور و شاهد قطع فرمایی.
خدایا ! چون عاشق نظام بوده ام ، از آن ترس داشتم که افشای چهره سازش کاران ، لطمه ای ناچیز به نظام وارد آرد ، به آن ها توصیه می کنم که جدای از لفّاظی و بازارگرمی های صنفی ، به قیامت و حسابرسی های دقیق آن روز باور پیدا کنند و مواظب باشند که از آن دسته ای نباشند که قرآن درباره شان فرموده : " لِمَ تقولونَ ما لا تفعلون . کَبُرَ مَقْتاً عند الله انْ تقولوا ما لا تفعلون ".
وصیّتم به صاحبان قدرت و نفوذ این است که اگر حرکت شان را دوست می دارند ، به جای شعارهای مردم فریب و سیاست مدارانه ، توصیه هایی را که تلفنی و شفاهی در جهت استخلاص ضد انقلاب و مَلَأ و مترفین و حرام خواران و حرام اندوزان اعمال می دارند ، با شهامت و رشادت ، برای مردم بازگو کنند و از هر نوع توجیه و ماست مالی کردن های حفظ سمت و استمرار موقعیت صدارت ! بپرهیزند که خودفریبی و مردم فریبی بالاخره به پایان رسد و سر و کار با خیر الماکرین افتد و باز توصیه ام به سردمداران این است که به خدا توکل کنند و قاطعیت و سازش ناپذیری را از امام ِ مردم بیاموزند و شعار نه شرقی و نه غربی را که خواست و حق مردم است و علت موجده این انقلاب بوده فراموش نکنند و مبادا که گذشت روزها و فرو افتادن ، طبیعی شود و انقلاب و مهمتر از همه سختی های حرکت و فشارهای بین المللی موجب شود تعادلی را که شعار فوق ایجاب می کرده و بحمد الله تا حدودی ایجاد گردیده ، به هم زنند و بدانند که قدرت مطلق از آن خداست و صرفاً تکیه بر اوست که از هر قدرتی ، انسان را و جامعه را بی نیاز می کند و باز این که بدانند که اگر دچار حساب گری های سیاسی جدای از توکل شوند و بر ذهنیت های شکل گرفته ، رضایت خدا و مردم مسلمان را ملاک قرار ندهند ، گور خود و انقلاب را کنده و برای مردم ، گورستانی بی نام و نشان در پهنه تاریخ ایجاد کرده اند و یادشان باشد که علت موجده ، علت مُبْقیه نیز هست و فراموش نکنند که سیادت و موقعیت های اجتماعی آنان ، اهدایی انقلاب اسلامی است و جدای از انقلاب ، فردی از چهل میلیون افراد دیگر قبل از انقلاب خواهند بود.
خدایا ! تو شاهدی چندین بار به عناوین مختلف ، خطر منافقین انقلاب را (همانان که التقاط ، به گونه منافقین خلق سراسر وجودشان را و همه ذهن و باورشان را پر کرده و همانان که ریاکارانه برای رسیدن به مقصودشان ، دستمال ابریشمی بسیار بزرگ - به بزرگی مجمع الاضداد - به دست گرفته اند ، هم رجایی و باهنر را می کُشند و هم به سوگشان می نشینند ، هم با منافقین خلق ، پیوند تشکیلاتی و سپس ... ! برقرار می کنند ، هم آنان را دستگیر می کنند و هم برای آزادی شان و اعطای مقام و مسئولیت بدانان تلاش می کنند و از افشای ماهیت کثیف آنان سخت بیمناک می شوند ، هم در مبارزه علیه آنان و در حقیقت برای جلب رضایت مسئولین و نجات بنیادی آنان خود را در صف منافق کُشان می زنند و هم در حوزه های علمیه به فقه و فقاهت روی می آورند تا مسیر فقه را عوض کنند) ، به مسئولین گوشزد کرده ام ولی نمی دانم چرا ؟ ( گرچه نسبت به بعضی ، تا اندازه ای می دانم چرا !) ترتیب اثر نداده اند .
به مسئولین بارها گفته ام که خطر اینان بمراتب زیادتر از خطر منافقین خلق است ، چرا که علاوه بر همه شیوه های منافقانه ی منافقین ، سالوسانه در صف حزب اللهیان قرار گرفته و کم کم آنان را در صفوف آخرین و سپس به صف قاعدین و بازنشستگان سوقشان داده و صفوف مقدم را غاصبانه به تصرف خود در آورده اند ، به گونه ای که عملاً عقل و اراده منفصل برخی تصمیم گیرندگان قرار گرفتند و در عزل و نصب ها و حفظ و ابقاء ها دست به تخریب می زنند و اعمال قدرت می کنند .
این ها همه پوچ است و بی اهمیت ! مهم و بسیار مهم این است که هدف غایی از همه این تلاش ها ، گسترش فکر التقاطی و انحرافی سازمان ضد خداییشان است که جز اندیشه های مادی گرایانه و ماتریالیستی ، چیز دیگری نیست و با بهره گیری از تجربیات مثبت و منفی همپالگی های چپ و منافقشان توانسته اند متاسفانه به نسبت بسیار زیادی (زیادتر از توفیق منافقان خلق در سال های 51 تا 54 ، تعداد کثیری از روحانیون را تحت تاثیر قرار دهند و با لطایف الحِیَل ، بر ذهن و روان آنان اثرات دلخواهشان را بگذارند تا بدانجا که بر اعمال جنایتکارانه آنان با دیده اغماض بنگرند و حتی در مواردی نظیر به شهادت رساندن باهنر و رجایی ، به دست روی دست مالیدن های مسامحه کارانه و مصلحت اندیشی های پشیمانی آورنده متوسل شوند . باز مهمتر از همه اینکه با کمال تاسف ، توانسته اند تعداد فراوانی از جوانان مسلمان را جذب کرده منحرف نمایند.
هان ای خانواده عزیزم ! بهوش باشید مبادا که فریب تایید و تکریم های ریاکارانه این منافقان جدا از دین را بخورید . چه بسا با ظاهری چاکرانه و دلسوزانه به سراغتان بیایند و خود را چنان حزب اللهی جا بزنند که مسلمان ها و ابوذرها را جرئت لحظه ای هم لباسی و همشکلی با آنان نباشد !
فرزندانم ! اگر گاهی بر شما سخت می گرفته ام و این در حالی بوده که برایم امکان فراهم آوردن رفاه بیشتر بوده ، از آن جهت بوده است که اعتقادی استوار به کریمه " انّ مع العُسر یُسراً" داشته ام و اگر می توانستم شما را و خانواده رابیشتر از آن چه تحمل کردید قانع کنم به طور قطع چنان می کردم و یقین داشتم که در تکوین شخصیت سالم و رشد یابنده شما مؤثرتر و کارسازتر بود .
به هر صورت ، پدرتان که از همه چیز جز انقلاب و اسلام بیشتر دوستتان می دارد ، خیر و صلاح شما را در رفاه نمی دانسته و نمی داند و امید دارد در زندگی ، رفاه جویی و عافیت طلبی را آگاهانه به دور اندازید و با عزمی آهنین در کام مشکلات روید و توقع نداشته باشید دیگران برای حل مشکلاتتان اقدامی ولو ناچیز کنند . به جای چنین انتظاری در حل مشکلات مردم کوشا باشید و از سختی ها نهراسید و به گونه ای عمل کنید که هر مصیبتی و هر مشکلی هر قدر عظیم ، در پیش اراده و عزم شما سر تسلیم فرود آورد و به جای اینکه بر شما چیره شود و شما را دست و پا بسته بر زمین افکند ، بر امواج بظاهر سهمگینش سوار شوید و مهارش را به دست گیرید و بدان سو هدایتش کنید که می خواهید و اجازه ندهید که بر شما مسلط شود و تعادل شما را برباید .
خانواده عزیز و مهربانم ! درست است آن گونه که شایسته مقام والای انسانی شما بود ، به خدمتتان کمر نبستم و در این راه ، تقصیرها و قصورهای فراوان داشتم ، اما درست تر آن است که بر من ببخشایید و اجازه ندهید که در پیشگاه خداوند در روز تُبْلَی السّرائر و در انظار خلایق ، شرمنده و سر افکنده پیش رویتان قرار گیرم .
والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته

حرمت مرجعیت و روحانیت

بسمه تعالی
اللهم‌ عجل‌ لوليك‌ الفرج‌ والعافيه والنصر واجعلنا من‌ خير اعوانه‌ و انصاره‌ والمستشهدين‌ بين يديه
جایگاه روحانیت و حوزه های علمیه بر همگان روشن هست و از این رو هیچ فرد آزاده ای حاضر به وارد آمدن اهانتی به این بزرگان نبوده و نیست و در همین رابطه در یکی از مجالس قبلی شورای اسلامی قوانینی در حفظ حرمت دفاتر مراجع دینی و حوزه های علیمه تصویب شده است.
اما متاسفانه از همین زاویه بارها و بارها شاهد عملکرد و سخنان نسنجیده بوده و هستیم و از آن جمله می توان به عملکرد آیت الله منتظری در دوران قائم مقامی و بعد از آن در سخنرانی هایی که پیرامون ولایت فقیه به اتفاق مرحوم آیت الله آذری قمی داشتند اشاره کرد.
چندیست که شاهد فتاوایی به نقل از آیت الله منتظری و آیت الله صانعی هستیم که با استقبال بنگاه های تبلیغاتی بیگانه مواجه می شود و در پاره ایی از آن نقدهای در رد آن توسط مدرسین حوزه های علمیه نوشته شده است.
در هفته گذشته شنیدیم و خواندیم که حجت الاسلام و الملسلمین حاج شیخ مهدی کروبی در نامه ایی خطاب به آیت الله هاشمی رفسنجانی اعلام نموده است که آزارهای جنسی به دختران و پسران بازداشت شده در اغتشاشات اخیر وارد شده است و از وی خواسته است در این باره چاره ای اندیشه نماید. (حال بگذریم از اینکه جایگاه آیت الله هاشمی در اغتشاشات اخیر و در قوه قضائیه چیست).
اخیراً شنیده شده است که آیت الله یوسف صانعی در سخنانی نسبت هایی را به رئیس جمهور منتخب ایران وارد نموده است که حساسیت های مردم فهیم ایران را برانگیخته است (علاقمندان برای مطالعه و یا دیدن فایل آن به موتورهای جستجو مراجعه نمایند).
به نظر می رسد یکی از وظایف دادگاه روحانیت حفظ شان روحانیت و مرجعیت باشد و اگر این دادگاه با افرادی که در تحت پوشش روحانیت و مرجعیت آب به آسیاب دشمن می ریزند برخورد مناسب را ننماید ، شاهد آن خواهیم بود که به مرور قداست و حرمت روحانیت معزز نزد مردم خواهد شد و این همان خواسته کفار و منافقین (به معنای واقعی کلمه) هست.
می دانیم که وارد کردن اتهام زنا و ... (آن هم با آن توصیفات) اتهام کمی نیست ؛ آن سخنان (اتهام زنا و آزار جنسی و ... ) شامل حال همه دختران و پسران بازداشت شده می شود و لازم است از حیثیت آنان دفاع شود و در صورتی که این اتهام ها ثابت نشد ، با اعشاعه دهنده آن برابر قوانین دین مبین اسلام برخورد شود.
اتهام حرامزادگی و ... هم از همین جنس هست و باید توسط داستان روحانیت از گوینده آن توضیح خواسته شود و البته میدانیم از شرایط مرجعیت عاقل و عادل بودن هست و شخصی که بدون ادله شرعی و ... ، دیگران را حرامزاده بداند و چنین اتهام بزرگی را در سخنان خود بیان کند از عدالت و ... خارج و بالطبع از مرجعیعت عزل خواهد بود.
امیدوارم مسئولین جدید قوه قضائیه به خصوص دادگاه روحانیت به وظایف قانونی خود در حراست از جایگاه روحانیت و مرجعیت عمل کنند تا شاهد خنثی شدن حیله ها و مکرهای منافقان و کفار در ایجاد فاصله بین مومنین و بزرگان دین باشیم.