فرمايشات آيت الله االعظمي نوري همداني 17/09/1388


آيت الله العظمي حسين نوري همداني از مراجع عاليقدر تقليد در روز سه شنبه مورخ 17/09/1388 قائم مقام دبيرکل و اعضاي ستاد مبارزه با مواد مخدر نهاد رياست جمهوري را به حضور پذيرفتند.

در اين ديدار وي با اشاره به نا آرامي هاي روز 16 آذر ماه علت اين حوادث را بيش از همه عدم برخورد قاطع و محکم قوه قضاييه با اغتشاشگران وقايع پس از انتخابات 22 خرداد دانست.

ايشان افزود: اگر قوه قضاييه با افرادي که اقدام به آشوب و بلوا در اين مدت چند ماهه نمودند، با قاطعيت بيشتري برخورد مي کرد آن وقت شاهد اين همه فتنه و درگيري در روز 16 آذر نبوديم.

معظم له ادامه داد: چرا بايد عده اي با کمي نقش بازي کردن جلو دوربين بيگناه شناخته شده و آزاد شوند.

اين مرجع عاليقدر تصريح کرد: اين يک دهن کجي به قوه قضائيه است و اين قوه بايد به گونه اي برخورد کند که همه حساب کار خود را بنمايند و جرات نکنند دست به آشوب و فتنه بزنند.

ايشان به قوه قضاييه هشدار داد عده اي تحت تاثير بيگانگان قصد دارند تا در آينده نيز اين خرابکاري ها را انجام دهند و دشمنان را خشنود و خوشحال سازند.

آيت الله العظمي نوري همداني افزود: هر کس مورد تعريف و تمجيد دشمن قرار گيرد بي شک او دشمن نظام اسلامي محسوب مي شود.

وي در بخش ديگري از سخنان خود مواد مخدر و ترويج آن در جامعه را يکي از شگردها و راهکارهاي دشمنان براي ضربه زدن به نظام اسلامي عنوان کرد و افزود: براي رفع اين مشکل بايد به صورت ريشه اي و پايه اي اقدام نمود.

معظم له افزود: دشمنان و در راس آنان آمريکا از اين مساله بيشترين استفاده را در راستاي تضعيف نظام مي برند.

مرجع عاليقدر تقليد ادامه داد: از زماني که آمريکا و ناتو به افغانستان لشکر کشي کردند به مراتب توليد و توزيع اين مواد در منطقه بيشتر شده است.

وي با بيان اينکه بيکاري علت اصلي همه مفاسد و جرايم در جامعه است ، تصريح کرد: دولت بايد با برنامه ريزي دقيق و حساب شده براي رفع اين معضل چاره جويي کند.

آيت الله العظمي حسين نوري همداني ادامه داد: وقتي جواني تحصيلکرده که به تازگي وارد بازار کار شده ، براي خود کاري را نمي يابد طبيعي است که اعتياد به مواد مخدر را تسکيني براي خود تصور مي کند و آن وقت شخصي که قرار بود يک عنصر مفيد و موثر براي جامعه باشد، به عنوان يک عضو فلج و ناکارآمد جامعه تبديل مي شود.

ايشان با تاکيد بر کنترل مرزهاي شرقي و محل ورود مواد مخدر به کشور تصريح کرد: اين يک کار و جهاد مقدس است و کساني که در اين راه به شهادت رسيده اند خونشان امتداد خون شهداي صدر اسلام و کربلا است.

وي همچنين از قوه قضاييه خواست تا با قاچاقچيان و وارد کنندگان اين مواد افيوني به کشور آنچنان سخت گيري و بر خوردي کند تا تحت هيچ شرايط ديگر نتوانند اين کار را انجام دهند.

معظم له با بيان اينکه شهر قم يک موقعيت استراتزيک در اين زمينه دارد، افزود: قم چون به عنوان يک شاهراه مواصلاتي مهم در کشور است بيشتر در معرض خطر ورود اين مواد قرار دارد.

آيت الله العظمي نوري همداني افزود: قاچاقچيان فکر مي کنند که چون شهر قم يک شهر مذهبي و زيارتي است و زائران بي شماري از همه نقاط به آن مراجعه مي کنند بهترين مکان براي فروش و توزيع مواد است.

ايشان با بيان اينکه در دين اسلام به هيچ عنوان مواد مخدر جايز شناخته نشده و بلکه حرام است تصريح کرد: بايد با انجام کارهاي فرهنگي به ويژه از سوي مبلغان مذهبي جامعه را ازخطر هاي آن آگاه و هوشيار نمود.

وي با اشاره به اينکه در اسلام جهادهاي مختلفي از جمله جهاد با قلم و بيان وجود دارد افزود: بدون شک گذاشتن زمان و صرف وقت بسيار زياد براي حل اين گرفتاري از جامعه بزرگترين و عالي ترين جهاد است

خاطره ی جالب 16 آذر 1388


متاسفانه روز گذشته (16 آذر 1388) دانشگاه اميركبير شاهد حضور يك فرد غيردانشجو در اين دانشگاه براي ايجاد التهاب و اغتشاش بود.
وی که دانشجوي ورودي سال 83 رشته كشتيراني دانشگاه اميركبير بوده است ، با گذشت 11 ترم از زمان تحصيلش تنها توانسته بود 70 واحد درسي پاس نمايد و طی چند ترم متولی معدلش زیر 10 بوده و از این رو از دانشگاه اخراج شده است.
فرد مذکور به همراه دو دانشجوی دیگر ، به خاطر انتشار نشریات موهن علیه ائمه اطهارعلیهم السلام در دانشگاه امیر کبیر، سابقه 15 ماه حبس در پرونده خود دارد.

برابر خبرهای منتشر شده در روزنامه های کثیرالانتشار وی از اعضاي طيف غيرقانوني و افراطي علامه است كه غير از راديوها و تلويزيون‌هاي بيگانه ، با گروهك تروريستي منافقين در ارتباط بوده و اغتشاشات در دانشگاه‌ها را ساماندهي مي‌كند.

سايت خبرنامه اميركبير متعلق به اين طيف افراطي توسط فردي به نام "ر.ي " از عناصر وابسته به گروهك تروريستي منافقين اداره مي‌ شود و اعضاي اين طيف نيز غير از اين گروهك تروريستي ، با گروهك‌هاي تجزيه‌طلب همچون پژاك در ارتباط هستند.

این دانشجوی اخراجی که از ليدرهای اصلي اغتشاشات روز 16 آدر در دانشگاه اميركبير بود ، قصد داشت با لباس زنانه فرار را به قرار ترجیح دهد که توسط نیروهای انتظامی شناسایی و دستگیر شده است.

تصاويري از لحظه فرار وي از دانشگاه اميركبير با پوشش زنانه بر روی سایت های اینترنتی و برخی روزنامه های کیثرالانتشار درج شده است.

امید است قوه قضائیه برابر قوانین مجازات های اسلامی با متخلفین رفتار نماید.

16آذر 1332به روايت شهيد چمران

از آن روزيعني 16 آذر 1332، نه سال مي‌گذرد ولي وقايع آن روز چنان در نظرم مجسم است که گويي همه را به چشم مي‌بينم ؛ صداي رگبار مسلسل در گوشم طنين مي‌‌اندازد ، سکوت موحش بعد از رگبار بدنم را مي‌لرزاند ، آه بلند و ناله‌ ي جانگداز مجروحان را در ميان اين سکوت دردناک مي‌شنوم ، دانشکده ‌ي فني خون‌ آلود را در آن روز و روزهاي بعد به راي العين مي‌بينم.
آن روز ساکت­ ‌ترين روزها بود و چون شواهد و آثار احتمال وقوع حادثه‌اي را نشان مي‌داد ، دانشجويان بي‌اندازه آرام و هوشيار بودند که به هيچ‌ وجه بهانه‌اي به دست کودتاچيان حادثه ساز ندهند. پس چرا و چگونه دانشگاه گلوله باران شد ؟ و چطور سه نفر از بهترين دوستان ما، بزرگ‌نيا، قندچي و رضوي به شهادت رسيدند ؟
از روز 14 آذر تظاهراتي که در گوشه به وقوع مي‌پيوست وسعت گرفت و در بازار و دانشگاه عده‌اي دستگير شدند. روز 15 آذر مجددا تظاهرات بي‌ سابقه ‌اي در دانشگاه و بازار صورت گرفت. در دانشکده‏هاي پزشکي، حقوق و علوم ، دندانپزشکي، تظاهرات موضعي بود و جلوي هر دانشکده مستقلا انجام مي‌گرفت و سرانجام با يورش سربازان خاتمه مي‌يافت و عده‌اي دستگير شدند. در بازار نيز همزمان با تظاهرات دانشجويان، مردم دست به اعتصاب زده شروع به تظاهرات کردند و عده‌اي به وسيله مامورين نظامي گرفتار شدند.
ضمناً در تاريخ 24 آبان اعلام شده بود که نيکسون معاون رييس جمهور آمريکا از طرف آيزنهاور به ايران مي‌آيد. نيکسون به ايران مي‌آمد تا نتايج « پيروزي سياسي اميد بخشي که در ايران نصيب قواي طرفدار تثبيت اوضاع و قواي آزادي شده است » (نقل از نطق آيزنهاور در کنگره آمريکا بعد از کودتاي 28 مرداد) را ببيند.
دانشجويان مبارز دانشگاه نيز تصميم گرفتند که هنگام ورود نيکسون ، ضمن دمونستراسيون عظيمي ، نفرت و انزجار خود را به دستگاه کودتا و طرفداري خود را از دکتر مصدق نشان دهند. تظاهرات عليه افتتاح مجدد سفارت و اظهار تنفر به دادگاه «حکيم فرموده» همه جا به چشم مي‌خورد و وقوع تظاهرات هنگام ورود نيکسون حتمي مي‌نمود.
ولي اين تظاهرات براي دولتيان خيلي گران تمام مي‌شد زيرا تار و پود وجود آن ها بستگي به کمک سرشار آمريکا داشت. اين بود که دستگاه براي خفه کردن مردم و جلوگيري از تظاهرات از ارتکاب هيچ جنايتي ابا نداشت. روز 15 آذر يکي از دربانان دانشگاه شنيده بود که تلفني به يکي از افسران گارد دانشگاه دستور مي‌رسد که « بايد دانشجويي را شقه کرد و جلوي در بزرگ دانشگاه آويخت که عبرت همه شود و هنگام ورود نيکسون صداها خفه گردد و جنبده‌اي نجنبد...».
دولت بغض و کينه شديدي به دانشگاه داشت. زيرا دانشجويان پرچمدار مبارزات ملي بودند و با فعاليت مداوم و موثر خود هيات حاکمه را به خطر و سقوط تهديد مي‌کردند. دولت با خراب کردن سقف بازار و غارت اموال رهبران آن، بازاريان را کم و بيش مجبور به سکوت کرد ولي دانشگاه همچنان خاري در چشم دستگاه مي‌ خليد و دست از مبارزه بر نمي‌­داشت و دستگاه همچون درنده خونخواري به کمين نشسته دندان تيز کرده بود که از دانشجويان مبارز دانشگاه انتقام بگيرد. انتقامي که عبرت همگان شود.
اين بود که به خاطر انتقام از دانشجويان و به بهانه تظاهرات عليه تجديد رابطه با انگلستان و براي جلوگيري از تظاهرات در مقابل نيکسون جنايت بزرگ هيات حاکمه ايران در صبح روز دوشنبه شانزده آذر ماه 1332 در صحن مقدس دانشگاه به وقوع پيوست. صبح شانزدهم آذر هنگام ورود به دانشگاه ، دانشجويان متوجه تجهيزات فوق العاده سربازان و اوضاع غير عادي اطراف دانشگاه شده وقوع حادثه‌اي را پيش بيني مي‌کردند. نقشه پليد هيات حاکمه بر همه واضح بود و دانشجويان حتي الامکان سعي مي‌کردند که به هيچ وجه بهانه‌اي به دست بهانه جويان ندهند. از اين رو دانشجويان با کمال خونسردي و احتياط به کلاس‌ها رفتند و سربازان به راهنمايي عده‌اي کارآگاه به راه افتادند.
حدود ساعت 10 صبح موقعي که دانشجويان در کلاس‌­ها بودند، چندين نفر از سربازان دسته "جانباز " به معيت زيادي سرباز معمولي رهسپار دانشکده فني شدند. ما در کلاس دوم دانشکده فني که در حدود 160 دانشجو داشت، مشغول درس بوديم. آقاي مهندس شمس استاد نقشه‌ برداري تدريس مي‌کرد. صداي چکمه سربازان از راهرو پشت در به گوش مي‌رسيد. اضطراب و ناراحتي بر همه مستولي شده بود و کسي به درس توجه نمي‌کرد. در اين هنگام پيشخدمت دانشکده مخفيانه وارد کلاس شده به دانشجويان گفت: « بسيار مواظب باشيد. چون سربازان مي‌خواهند به کلاس حمله کنند اگر اعلاميه يا روزنامه‌اي داريد از خود دور کنيد (آن روز «راه مصدق» و اعلاميه‏هاي نهضت مقاومت ملي به وفور در دانشگاه پخش مي‌شد.) مهندس خليلي به شدت عصباني است و تلاش مي‌کند از ورود سربازان به کلاس جلوگيري کند ولي معلوم نيست که قادر به اين کار باشد » او مهندس خليلي و دکتر عابدي رييس و معاون دانشکده فني با تمام قوا مي‌کوشيدند از ورود سربازان به کلاس جلوگيري کنند. ولي سربازان نه تنها به حرف آنها اهميتي ندادند بلکه آنها را تهديد به مرگ کردند. تا بالاخره در کلاس به شدت به هم خورد و پنج سرباز«جانباز» با مسلسل سبک وارد کلاس شدند.

آغاز درگيري‌ها
عده‌اي از سربازان، دانشکده فني را به کلي محاصره کرده بودند تا کسي از ميدان نگريزد.اکثر دانشجويان به ناچار پا به فرار گذاردند تا از درهاي جنوبي و غربي دانشکده خارج شوند. در اين ميان بغض يکي از دانشجويان ترکيد. او که مرگ را به چشم مي‌ديد و خود را کشته مي‌دانست ديگر نتوانست اين همه فشار دروني را تحمل کند و آتش از سينه پرسوز و گدازش به شکل شعارهاي کوتاه بيرون ريخت:« دست نظاميان از دانشگاه کوتاه ». هنوز صداي او خاموش نشده بود که رگبار گلوله باريدن گرفت و چون دانشجويان فرصت فرار نداشتند، به کلي غافلگير شدند و در همان لحظه اول عده زيادي هدف گلوله قرار گرفتند. لحظات موحشي بود. دانشجويان يکي پس از ديگري به زمين مي‌افتادند به خصوص که بين محوطه مرکزي دانشکده فني و قسمت‌هاي جنوبي سه پله وجود داشت و هنگام عقب نشيني عده زيادي از دانشجويان روي اين پله‏ها افتاده نتوانستند خود را نجات دهند.
اجساد خون‌آلود شهيدان و آن همه ناله‏هاي پرشورشان نه تنها در دل سنگ اين جلادان اثري نکرد بلکه با مسرت و پيروزي به دستگيري باقيمانده دانشجويان پرداختند. هر که را يافتند گرفتند و آنگاه آنها را با قنداق تفنگ زدند با دست‌هاي بالا به صف و روانه زندان کردند و خبر پيروزي خود را براي يزيد زمان بردند تا انعام و پاداش خود را دريافت دارند. در اين واقعه مستخدمان و کارگران دانشکده فني بي‌اندازه به دانشجويان کمک کردند.
بدين ترتيب سه نفر از دوستان ما بزرگ‌نيا، قندچي و شريعت رضوي شهيد و بيست و هفت نفر دستگير و عده زيادي مجروح شدند. هنگام تيراندازي بعضي از رادياتورهاي شوفاژ در اثر گلوله سوراخ شد و آب گرم با خون شهدا و مجروحين در آميخت و سراسر محوطه مرکزي دانشکده فني را پوشاند، طوري که حتي پس از ماه‏ها از در و ديوار دانشکده فني بوي خون مي‌آمد. مامورين انتظامي پس از اين عمل جنايتکارانه و ناجوانمردانه از انعکاس خشم و غضب مردم به هراس افتاده براي پوشاندن آثار جرم خود خون‌ها را پاک کردند ولي ماه‏ها اثر خون در گوشه و کنار ديده مي‌شد و سال‌ها جاي گلوله‏ها بر در وديوار دانشکده فني نمايان بود و تا زمين مي‌گردد و تاريخ وجود دارد، ننگ و رسوايي بر کودتاچيان خواهد بود.
جريان اين فاجعه دردناک به سرعت منتشر شد و خشم و کينه آزاديخواهان را برافروخت. دانشگاه تهران به پيروي از دانشکده فني و به عزاي شهداي آن در اعتصاب عميقي فرورفت. بعد از ظهر آن روز دانشجويان با کراوات سياه از دانشکده حرکت کردند و با سکوت غم‌آلود و ماتم زده رهسپار خيابان‌هاي مرکزي شهر شدند و مخصوصاً در خيابان‌هاي لاله‌زار و استانبول انبوه دانشجويان عزادار نظر هر رهگذري را جلب و او را متوجه اين جنايت عظيم مي‌کرد. بيشتر دانشکده‏هاي شهرستان‌ها نيز براي پشتيباني از دانشگاه تهران اعتصاب کردند. تعداد زيادي از سازمان‌هاي دانشجويي خارج از کشور نيز به عمل وحشيانه و خصمانه دولت به شدت اعتراض کردند. در مقابل سيل اعتراض، جنايتکاران شروع به سفسطه کردند و در مقابل خبرنگاران گفتند که دانشجويان براي گرفتن تفنگ سربازان حمله کردند و سربازان نيز اجباراً تيرهايي به هوا شليک کردند و تصادفا سه نفر کشته شدند.
يکي از مجلات، با آنکه سانسور شديدي وجود داشت و کسي جرات نمي‌کرد عليه دستگاه کلمه‌اي بنويسد به مسخره نوشته بود که «اگر تيرها هوايي شليک شده، پس بنابراين دانشجويان پر در آورده به هوا پرواز کرده و خود را به گلوله زده اند.» به عبارت ديگر گلوله‏ها به دانشجويان نخورده بلکه دانشجويان به هوا پرواز کرده‌اند و خود را به گلوله‏ها زده‌اند.

قربانيان نيکسون
روز بعد نيکسون به ايران آمد ودر همان دانشگاه، در همان دانشگاهي که هنوز به خون دانشجويان بي‌‌گناه رنگين بود، دکتراي افتخاري حقوق دريافت داشت و از سکون و سکوت گورستان خاموشان ابراز مسرت کرد و به دولت کودتا وعده مساعدت و کمک داد و به رييس جمهور آمريکا پيغام برد که آسوده بخوابد چون او که نوشته بود؛ "... گو اين که مخاطراتي که متوجه ايران بود، تخفيف يافته است. مع‌ذالک ابرهايي که ايران را تهديد مي‌کرد، به کلي متلاشي و پراکنده نشده است. و مملکت نسبتاً امن و امان است!
صبح ورود نيکسون يکي از روزنامه‏ها در سرمقاله خود تحت عنوان «سه قطره خون» نامه سرگشاده‌اي به نيکسون نوشت که فورا توقيف شد. ولي دانشجويان سحرخيزي که خواب و خوراک نداشتند واستراحت در قبل مرگ دوستانشان ميسر نبود، زودتر از پليس روزنامه را خواندند. در اين نامه سرگشاده ابتدا به سنت قديم ما ايراني‌­ها اشاره شده بود که «هرگاه دوستي از سفر مي‌آيد يا کسي از زيارت باز مي‌گردد و يا شخصيتي بزرگ وارد مي‌شود، ما ايرانيان به فراخور حال در قدم او گاوي يا گوسفندي قرباني مي‌کنيم.» آنگاه خطاب به نيکسون گفته شده بود:«آقاي نيکسون وجود شما آنقدر گرامي و عزيز بود که در قدوم شما سه نفر از بهترين جوانان اين کشور يعني دانشجويان دانشگاه را قرباني کردند.»

نثار روح پاک شهداي دانشجو صلوات

نقل خاطره از دیدار با آیت الله جوادی آملی

تعدادي از دانشجويان دانشگاه‌ علامه طباطبائي، دانشگاه شهيد عباسپور و عده‌اي از طلاب مشهد روز پنجشنبه 12 آذرماه با آيت الله جوادي آملي ديدار و گفتگو كردند.
مطالب زیر به نقل از آقای مجتبي كشوري که یکی از دانشجويان حاضر دراین ديدار بوده است ، نقل می شود :

آيت‌الله جوادي آملي در ابتداي اين ديدار به بيان مباحث اخلاقي پرداخت و در آغاز سخنان خود با بيان حديثي از امام هادي(ع) مبني بر اينكه "دنيا دار تجارت است، عده‌اي سود مي‌كنند و عده‌اي هم ضرر مي‌كنند " به بحث پيرامون جهاد اصغر و جهاد اكبر پرداخت و اظهار داشت: جهاد اصغر مبارزه با شيطان بيروني است و انسان بابد با آن شيطان بيروني مبارزه كند.

آيت‌الله جوادي آملي همچنين با بيان اينكه جهاد اكبر جنگ با شيطان دروني است، تصريح كرد كه در اين جهاد شيطان اسيري مي‌خواهد كه سوار آن شود.سپس آيت‌الله جوادي آملي در ادامه اين ديدار به تفسير خطبه 215 نهج‌البلاغه پرداخت.

آيت‌الله جوادي آملي در پاسخ به سوال يكي از دانشجويان حاضر در جلسه مبني بر اينكه شائبه‌ و شايعه‌هايي مطرح شده مبني بر اينكه حمايت جنابعالي از مقام معظم رهبري بعد از انتخابات نامحسوس شده است، تأكيد كرد: شما اصلاً به اين حرف‌ها توجه نكنيد و اصلاً اين‌طور نيست.

آيت‌الله جوادي آملي همچنين در پاسخ به پرسش يكي ديگر از دانشجويان مبني بر اينكه نظر شما در مورد قانون‌شكني سران اغتشاشات اخير چيست؟ گفت: شما بايستي در اين خصوص به سخنان مقام معظم رهبري توجه كنيد و گوشتان به حرف‌هاي ايشان باشد و ببينيد كه ايشان چه مي‌گويد.

آيت‌الله جوادي آملي در پايان سخنانشان براي موفقيت دولت در حل مشكلات اقتصادي مردم دعا كردند.

سخنان دکتر حداد عادل در جلسه مورخ 08/09/1388 مجلس شورای اسلامی


دکتر غلامعلي حداد عادل نماينده مردم تهران و رئيس كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي امروز يكشنبه مورخ 08/09/1388 به عنوان اولين ناطق ميان دستور در صحن علني مجلس سخن ‌گفت

وی چنین اظهار داشت : كشتار مسلمانان بي پناه يمن دل هر مسلماني را به درد مي‌آورد و سكوت جامعه جهاني و سكوت بسياري از دولت‌هاي جهان اسلام از آن درد آور تر است.

اين نماينده مجلس همچنين با اشاره به انتخابات رياست جمهوري گفت كه اكنون كه بيش از 5 ماه از انتخابات 22 خرداد گذشته مناسب است كه با نگاهي به حوادث اين چند ماه اخير منصفانه و به دور از حب و بغض به ارزيابي بنشينيم.

حداد عادل اضافه كرد: همه مي دانيم كه تبليغات انتخابات در فضايي كاملا آزادانه صورت گرفت و هيچ مانعي براي اظهار نظر نامزدها وجود نداشت و مردم نيز آزادانه از نامزدهاي مورد نظرشان حمايت كردند و روز انتخابات با نظم باشكوهي آراي خود را به صندوق ها راي ريختند.

وي افزود: شركت 40 ميليون نفر مردم در انتخابات كه 85 درصد از واجدان شرايط را رقم مي‌زد به خودي خود يك پيروزي و افتخار بزرگ بود.

حداد عادل تصريح كرد: اين حضور انبوه نشانه موفقيت و نهادينه شدن آزادي و مردم سالاري ديني در ايران بود و علاوه بر آن نشانه اعتماد مردم به نظام جمهوري اسلامي ايران نيز بود، مردم چون مي دانستند نظام در آراي آنها خيانت نمي‌كند به پاي صندوق‌هاي راي آمدند؛ آنها در 30 سال گذشته در انتخابات متعدد اطمينان پيدا كرده‌ بودند كه جمهوري اسلامي ايران به آراي مردم خيانت نمي‌كند.

رئيس كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي ادامه داد: اما فرداي روز انتخابات در حالي كه هنوز چند ساعت از شمارش آراء نگذشته بود تهمت تقلب در انتخابات زده شد؛ بي آنكه دليلي بر اثبات اين مدعا عرضه شود؛ مدعيان تقلب در انتخابات خواهان ابطال فوري انتخابات شدند. دلايل آنها عمدتا رفتار دولت در هفته‌هاي قبل از راي گيري و به سخنان مطرح شده در مناظره‌ها مربوط مي‌شد.

وي عنوان كرد: آنچه مايه‌ تعجب بود اين بود آنها تا وقتي خودشان را پيروز انتخابات مي‌دانستند اين امور را سبب ابطال انتخابات نمي‌دانستند اما زماني كه از نتايج انتخابات باخبر شدند مدعي تقلب شدند و مردمي را كه از هيجانات و احساسات روزهاي قبل ملتهب بودند بدون مجوز قانوني به خيابان‌ها كشاندند و فرصت و زمينه‌اي ايجاد كردند تا جماعتي وابسته به گروهك‌هاي زخم خورده از انقلاب و مزدور بيگانه خود را لابه لاي انبوه مردمي كه گمان مي‌كردند حق آنها ضايع شده پنهان كنند و با تخريب برخي اماكن و موسسات و آتش زدن اتوبوس‌ها و تباه كردن اموال عمومي به خيال خود ايران را ناامن و حكومت ايران را بي ثبات جلوه دهند.

حداد عادل ابراز داشت: اين اردو كشي خياباني ظالمانه كه بر پايه ادعاي تقلب در انتخابات شكل گرفته بود يك هفته ادامه پيدا كرد بي آنكه نيروهاي انتظامي يا بسيج مانع شوند يا اقدامي انجام دهند، روز دوشنبه 25 خرداد در پايان راهپيمايي معترضان عده‌اي به يك پايگاه بسيج در حوالي ميدان آزادي حمله كردند و در نتيجه چند نفر از بسيجيان مردم و تني چند از حمله كنندگان كشته شدند. به اين ترتيب اولين بهانه براي برافروختن آتش خشم و هيجان مردم و ادامه تظاهرات به دست آمد.

وي اضافه كرد: آقاياني كه مردم را به خيابان‌ها آورده بودند با آنكه مي دانستند بسيجيان در داخل مقر خود از بيرون مورد حمله قرار گرفته اند هيچ اظهار تاسفي از شهادت آنها نكردند اما مهاجمان كشته شده را شهيد ناميدند و از طرفداران خود خواستند لباس سياه بپوشند و شب‌ها روي بام‌ خانه خود الله اكبر بگويند.
رئيس مجلس شوراي اسلامي در دوره هفتم در بخش ديگري از سخنان خود عنوان كرد: مردم مومن و انقلابي كشور كه از اين رفتار آقايان دچار حيرت شده بودند روز جمعه بعد از انتخابات با شركت در نماز جمعه پاي سخن مقام معظم رهبري نشستند و با حضور بي‌نظير و با شكوه خود با جماعت اندكي كه مامور تخريب اموال عمومي بودند و نيز با آمريكا و برخي از دولت‌هاي اروپايي كه روساي جمهور و وزراي خارجه آنها در آن چند روز از خوشحالي روي پا بند نبودند پيغام دادند كه ملت ايران براي دفاع از انقلاب اسلامي مثل 30 سال گذشته در صحنه حاضر و آماده است اما آنها كه مي‌بايد اين پيام را درك كنند متاسفانه به سماجت و لجاجت خود ادامه دادند و اوضاعي پديد آمد كه هيچ كس بدان راضي نبود.

حداد عادل همچنين گفت: در حوادثي كه پيش آمد 37 نفر كشته شدند كه البته مايه تاسف است و گفتني است كه از اين 37 نفر 20 نفر بسيجي بودند؛ اكنون جا دارد كه پس از 5 ماه از دوستان قبلي و قديمي خود سئوال كنيم كه حاصل كار خود را در اين مدت چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟ در اين هنجار شكني‌ها و بي حرمتي‌ها چه سودي عايد شما و كشور و نظام و انقلاب شد؟ آيا شما كه در انقلاب سابقه خدمت داشته‌ايد و رهبري در خطبه نماز جمعه خود از خدمات شما به انقلاب و كشور ياد كرد متاسف نيستيد از اينكه در روز قدس كه يادگار بزرگ معمار كبير انقلاب است، عده‌اي به بهانه حمايت از شما تظاهرات كردند و با ماه رمضان بطري‌ آب به دست و سيگار بر لب شعار نه غزه نه لبنان سر دهند و 13 آبان را به گمان خود فرصتي براي بيرون ريختن عقده‌ها و كينه‌هاي خود نسبت به اسلام و انقلاب بدانند؟

رئيس كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي اضافه كرد: شما با شعار انتقاد از دولت كه حق شما و هر شهروند ديگر است وارد كارزار انتخاباتي شديد اما اكنون ملت شاهد آن است كه گروهي با حمايت رسانه‌هاي بيگانه به نام شما به انتقام عظيم انقلاب برخواستند، آيا از اينكه راهي كه شما باز كرده‌ايد و چنين مسير و مقصدي منتهي شده راضي هستيد، اگر راضي نيستيد و اگر حقيقتا خود را پيرو امام راحل و معتقد به ولايت فقيه مي‌دانيد چرا صريحا راه خود را از دشمنان انقلاب و امام جدا نمي‌كنيد؟

حداد عادل تاكيد كرد: انتقاد از دولت اگر به قصد تخريب و تضعيف دولت نباشد هم به سود دولت است و هم به سود كشور، اكنون كه رهبري همگان را به وحدت و دوستي و برادري دعوت مي‌كنند جا دارد كه همگان و خصوصا رسانه‌ها شعله‌ آتش دشمني را خاموش كنند و به جنگ و غوغاي لفظي خاتمه دهند و به جاي عيب جويي‌هاي مداوم و ملال آور فضاي سالمي براي نقد و بررسي ايجاد كند.